تبليغاتX
نيمكت

نيمكت

یادداشت های پراکنده

زیبا ترین و در عین حال تلخ ترین کاریکاتوری که تا به امروز دیده ام ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 10:54  توسط حامد خالقي  | 

چون نیست ز هر چه هست جز باد به دست /   چون هست ز هر چه هست نقصان و شکست/ 

           انگار که هست هر چه در عالم نیست/   پندار که نیست هر چه در عالم هست

                                                                                            "خيام"

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 17:57  توسط حامد خالقي  | 

...

اي بادهايي كه نگهبان خلوت آدم ها هستيد ،به سراغ او نمي رويد!به گمانم در پي پرسشي ،در پي گم شده اي ،مي گردد!
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 22:52  توسط حامد خالقي  | 

این روزها

این روزهای حسابی بازار سیاست داغ است .تنها نگران معرفت ،درک وشعور خودم ومردم سرزمینم هستم .

صبح است ،ساقیا قدحی پر شراب کن      دور فلک درنگ ندارد ،شتاب کن

زان پیشتر که عالم فانی شود خراب        ما را به جام باده گلگون خراب کن

                                                                                           حافظ

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 9:37  توسط حامد خالقي  | 

سلام بهار

سلام بهار :

فقط می خواهم بگویم امیدوارم امسال ما آدم ها سعی کنیم ،خود را مرکز جهان نپنداریم ومشق های جدی تری را از درک دمکراسی انجام دهیم...جهان ما تشنه حرف حساب  است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 18:46  توسط حامد خالقي  | 

...

۱-این روزها سخت مشغول خوب بازی کردن با کارت های بد زندگی شدم ،کار پر دردسری هست اما به دردسرش میرزه .

۲- نزدیک شدن به آستانه سی سالگی ،غوغای در آدم به پا میکنه ،کمی ترس...نه بیشتر شبیهه یک بهت زدگی هست،کاش میشد چند سالی به تاخیر بیفته !کاش میشد به این مرز منطقی نگاه نکرد ،تازه می فهمم زندگی چقدر دوست داشتنی هست ومن تشنه موفقیت.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 19:43  توسط حامد خالقي  | 

قرهای خیلی شخصی

۱-این روزها در اکثر مواقع احساس می کنم مردم خودر ا در مراسم بالماسکه می بیند ،نقاب بر چهره میگذارند،وبه سختی می شود به حقیقت وجودی شان دست پیدا کرد.راستی چقدر کم شده تعداد آدم هایی که به مجالس بالماسکه نمی روند؟

۲-برای اینکه به کسی بگویی دوستش داری ،باید استخاره کنی!!!

۳-به به بر این روش های ماکیاولیستی عجب رنگ و عطری دارد!!!گل بود ونیز به سبزه آراسته شد،صدای پای آنارشیسم را می گوییم!!!

۴-یک راهکار برای قرهای بند ۱،۲،۳:اگر هنوز از حمله فالانژ های زمانه بر فطرتت در امان مانده ای،تلاش کن هرگز دروغ نگویی .

۵-هوا خوب است وزندگی هنوز هست.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 13:7  توسط حامد خالقي  | 

...

روزگار غريبي ست. يکي در آبپاش گلاب دارد و يکي در گلاب پاش آب هم ندارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 21:26  توسط حامد خالقي  | 

بيشتر از هميشه ...

"تغيير"مفهومي كه اين روزها بيشتر از هميشه با آن درگير شده ام،بيشتر از هميشه ضرورت مديريت آن را احساس مي كنم ،بيشتر از هميشه نيازمند آن شده ام،بيشتر از هميشه سرودن آن را مي فهمم ،بيشتر از هميشه نوشتن در باره ان را ضرروي مي بينم،بيشتر از هميشه ميل به تقسيم آن را دوست دارم،بيشتر از هميشه فكر كردن به آن را مي پسندم،بيشتر از هميشه مقاومت در مقابل آن را مي بينم،بيشتر از هميشه براي وصول آن هزينه مي دهم،بيشتر از هميشه كوچكترين نتايج آن شادم مي كندوبيشتر از هميشه آينده را درك مي كنم.اما نگراني بزرگ در فرايند تغيير چيزهايي ست كه نيايد تغيير كنند،عشق،اخلاق ومفاهيم بزرگ انساني. 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 18:8  توسط حامد خالقي  | 

تغییر یک ضرورت است.

آینده مطلوب مستتر در وضع موجود است. این جمله ای ست که در این دهه بسیار رنگ ،وبوی کاربردی به خود گرفته وتفسیر هایی متفاوت را وارد عرصه زندگی دولتمردان ،مدیران وصاحبان ثروت کرده است.جهل ،افراطی گری،استثمار ونااگاهی در کشورهای جهان سوم دیگر به نفع کشورهای توسعه یافته نیست . تروریسیم وآلودگی های زیست محیطی منافع ومطامع شان را به خطر افتاده که از این روست  جهان با شعار تغییر مواج شده ومی خواهدآینده مطلوب را در تغییر وضع موجود مدیریت کند  .اینک آینده مطلوب در کنترل خود آینده است وکسی قدرتمند تر است که دانشمند تر باشد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 12:25  توسط حامد خالقي  |